على محمدى خراسانى
176
شرح منطق مظفر (فارسى)
اوسط در يك مقدمه ، جزء تام و در ديگرى ، جزء غير تام خواهد بود و آن كلمهء « ناطق » است آنگاه در نتيجه ، اوسط حذف شده و مىگوييم : اگر « بعض الحيوان ليس بناطق » صدق نكند ، پس بايد « هر حيوانى انسان باشد » كه اين قياس اول يك قياس اقترانى شرطى از نوع چهارم آن است ؛ و قياس دوم يك قياس استثنايى اتصالى است كه نتيجهء قياس اول در اينجا ، صغرى است : اگر « بعض الحيوان ليس بناطق صدق نكند پس هر حيوانى انسان است » صغرى ، و « لكن هر حيوانى انسان باشد كاذب است » ( كبراى كلى كه از راه نقيض تالى پيش آمده ) و دليل كذب آن است كه نقيض آن ، يعنى « بعض الحيوان ليس به انسان » مفروض الصدق است و اجتماع نقيضين محال است . پس بايد « بعض الحيوان ليس بناطق » صدق كند ( نتيجه كه نقيض مقدم است ) لانّ هذا هو المطلوب . وجه تسميه : قياس خلف دو اسم دارد : 1 . خلف 2 . خلف . خلف : به معناى محال است و از آن نظر كه اين قياس بنابر فرض صدق نقيض مطلوب ، به محال منجر مىشود لذا نامش را قياس خلف گفتهاند . خلف : يعنى پشتسر در مقابل امام يعنى پيشرو و چون در اين قياس ما از پشت سر مطلوب به مطلوب مىرسيم ، يعنى از راه ابطال نقيض به مطلوب مىرسيم لذا نامش را خلف نيز گفتهاند . قياس مساوات يكى از انواع قياسهاى مشكل و مهم ، كه كاربرد بسيارى دارد قياس مساوات است ، و بحث شده است كه آيا از قياسات مركبه است يا از بسائط ؟ با اين بحث به پايان مبحث باب قياس مىرسيم . در قياس مساوات چند بحث مطرح است : 1 . تعريف : قياس مساوات ، آن قياسى است كه مستقيما و از صغرى و كبراى اوليه ما را به هدف اصلى و نتيجهء نهايى نمىرساند بلكه به واسطهء ضميمهء يك مقدمهء خارجى ، منتج است . 2 . وجه تسميهء : قياس مساوات را از آن رو به اين اسم ناميدهاند كه از ابتداى طرح اين قياس آن را با مثال معروف زير تبيين كرده و يك مقدمهء خارجى به كار بردند كه آن اين مقدمه بود كه : « مساوى المساوى ، مساوى » . اصل مثال به صورت حروف به اين